جستجو
عکس سردار با عکاس
عکس سردار با عکاس

عکس سردار با عکاس

181 بازدید

با خودم فکر کردم مردی در جایگاه او چه طور این همه تواضع دارد و از عکاس یک مراسم نه تنها عذر خواسته بلکه شرایطش و دلیل رفتارش را برای او توضیح داده.

عکاس فستیوال‌های ایرانی و بین‌الملل بودم. حادثه خاصی هم اگر در کشور پیش می‌آمد سعی می‌‌کردم خودم را برسانم و صحنه‌ها را ثبت کنم. یکی از آن مراسم‌هایی که گاهی فرصت حضور در آن را پیدا می‌کردم؛ مراسم مربوط به سران نظامی یا دولتی بود. یک نفر بود که از روزهای اول دیدارم با او متوجه رفتار خاصش شده بودم. دوست داشتم فرصت‌های زیادی برای ثبت تصاویرش داشته باشم. در یکی از مراسم‌ها دیدم حاج قاسم وارد شدند. می‌خواستم جلو بروم و از نزدیک تصویر پرتره ایشان را ثبت کنم. قبل از رسیدن من به جلوی جایگاه ایشان، حاج قاسم با علامت دست اشاره کردند و بعد از آن، مردی چهار شانه از ورود ما جلوگیری کرد. یکی از آقایان عکاس که آنجا بودند متوجه ماجرا شد. یک استکان چای داد دستم و گفت:« ناراحت نشو. یکی از خصوصیت‌های حاج قاسم همین است که از عکس گرفتن فرار می‌کنند. گاهی که فرصت مناسبی برای عکاسی از ایشان به دست می‌آوردم با من تندی می‌کردند. با اینکه مرا می‌شناختند می‌گفتند عکس ننداز. البته این تدابیر هم پیرو اقتدار نظامی ایشان است.» یک قلپ از چایم را نوشیدم و پرسیدم:« تا به حال شده با ایشان صحبت خاصی داشته باشی؟» جواب داد:« بله. یک‌بار در یکی از مراسم‌ها ایشان خیلی با من تند شد. اما بعد از مراسم آمدند. دست انداختند دور گردنم،‌ و مرا بوسیدند. بعد گفتند که واقعا دوست ندارند خیلی دیده بشوند و میانه خوبی با عکس گرفتن ندارند. گفتند ایشان را ببخشم که وقتی در شرایط کاری یا حال خودشان هستند؛ نمی‌توانند از ملاحظات خاصی که دارند دست بکشند. آن روز حاج قاسم از من حلالیت طلبیدند.» با خودم فکر کردم مردی در جایگاه او چه طور این همه تواضع دارد و از عکاس یک مراسم نه تنها عذر خواسته بلکه شرایطش و دلیل رفتارش را برای او توضیح داده. او ادامه داد:« در یکی از دیدارها با خانواده شهدا، حاج قاسم به من گفتند که من چند سال است از ایشان عکس گرفته‌ام. بعد گفتند کنار هم عکس بگیریم. حقیقتا خوشحال شدم. دوربین خودم را دادم به یکی از همکاران تا از من سردار در کنار هم عکس بگیرد.» توی دلم با خودم گفتم کاش فرصت چنین صحبت و عکس گرفتنی نصیب من هم بشود. هرچند آنقدرها سعادت نداشتم و عکاسی بعدی که با حضور سرادر در آن شرکت کردم؛ مربوط به روز تشییع و وداع با پیکر مطهر ایشان در خیابان‌های تهران بود.

رقیه پورحنیفه

مطالب مرتبط
عقیق سرخ

عقیق سرخ

آن روز برادر جانباز دوستم علیرضا به سردار سلیمانی گفت: همه با عکس شهیدشان آمده‌اند فقط...

دیدگاه