جستجو
توسل به شهدا، کلید مشکلات
توسل به شهدا، کلید مشکلات

توسل به شهدا، کلید مشکلات

167 بازدید

شهدا مثل اشیاء نورانی متصل به منبع نور هستند.

سلام نمازم را دادم و با تسبیح عقیقی که یادگار شوهر مرحومم بود، تسبیحات حضرت زهرا(س) را می‌گفتم. همیشه بعد نماز صدای صحبت خانم‌ها برقرار بود. ولی آن روز صدای همهمه بلند بود. رفته‌رفته کنار دستی‌های من هم برگشتند و مشغول بحث شدند. یک جزء از قرآن روزانه‌ام را خواندم. بحث هنوز ادامه داشت. حتی خانم محب که بعد هر نماز سریع نمازگزارها را برای نظافت بیرون می‌کرد هم نشسته بود پای صحبت. پای چپم که زانویش آب آورده بود را جمع کردم زیر چادر سفیدم و برگشتم. یکی از خانم‌ها عینک ته اسکانی‌اش را زده بود روی چشمش و از روی گوشی موبایلش چیزهایی می‌خواند. خلاصه کلام و تمام زور زدنش یک چیز بود. داشت به باقی خانم‌ها می‌گفت: «توسل کردن به کسی غیر از امام معصوم حرومه. حتی اگه شهید باشه! حتی توسل کنید هم چون معصوم نیستن، نمی‌تونن حاجتی رو برآورده کنن.» زیر لب استغفار کردم. بعد از آن همه بحث، باقی خانم‌ها ساکت شده بودند. هرچه داشتند گفته بودند و خانم عینکی که تا به حال او را در مسجد ندیده بودم، داشت حرف خودش را توی سر همه می‌نشاند. رو به خانم عینکی گفتم: «حاج خانم! اجازه هست؟ یه مرد بزرگواری یک بار مفصل به این سوال شما جواب دادند. ایشون فرمودند شهدا مثل اشیاء نورانی متصل به منبع نور هستند. واسه درک بهترش مثال زدند که مثل یه مدار مغناطیسی متصل به یه مدار بزرگتر عمل می‌کنند. شما درست می‌گید. شهدای ما معصوم نیستند اما اتصال به ائمه معصوم داردند. این هست که شهدا رو به منبع توسل تبدیل کرده. اگر از این جمع سوال کنید قبر پدربزرگ شما کجاست؛ اکثرا نمی‌دونن اگر هم دونستن، سال‌به‌سال قبر اون بنده‌های خدا زائر و ذاکری نداره. اما این شهدا بعد چهل و چند سال اسم و رسمشون هنوز باقی مونده. چرا یه پدر شهید تلاش می‌کنه نزدیک پسر شهیدش دفن بشه؟ چون می‌خواد به جایگاه اون پسر تقرب پیدا کنه. شهدا به نقطه‌ای رسیدند که بقیه می‌تونن با کمک شهید، به همون نقطه برسند. ما هرکس هم که باشیم در زندگی، تا به مرتبه و مقام شهدا نرسیم؛ در کنار اون‌ها قرار نمی‌گیریم. پس این یعنی شهدا در نقطه ای نزدیک به خدا هستند. شهدا حجتی هستند بر چگونه زیستن که باید از اونا یاد بگیریم و با کمک خودشون به اونجا برسیم.» خانم‌ها یکی یکی شروع کردند به تائید کردن حرف‌هایم. یک نفر پرسید: «ماشالله به شما. مردی که گفتید این صحبت‌ها را کرده چه کسی بود؟» گفتم: «شهید حاج قاسم سلیمانی» توی دلم برای شادی روح حاج قاسم و همه شهدا فاتحه‌ای خواندم و از آنها خواستم حاجات دل من را هم بدهند.

رقیه پورحنیفه

مطالب مرتبط
عقیق سرخ

عقیق سرخ

آن روز برادر جانباز دوستم علیرضا به سردار سلیمانی گفت: همه با عکس شهیدشان آمده‌اند فقط...

دیدگاه